جمعه 19 تير 1405 - Fri 10 Jul 2026
  • آخرین وداع به مشهد الرضا (ع ) رسید / رهبر محبوب دل های مسلمین جهان همنیشن ضامن آهو شد +فیلم

  • آقایان عراقچی ، قالیباف و پزشکیان یک کلام با شما و تمام

  • تنها زبانی که ترامپ آن را می‌فهمد

  • برای پرتاب از پایگاه چابهار آماده‌ایم

  • تصاویری از حملات ناجوانمردانهٔ آمریکا به حسینیهٔ امام خمینی(ره)

  • جزئیات مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در کربلا

  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 27903
    تاریخ انتشار: 28/ارديبهشت/1395 - 16:13
    گروه تولید محتوای پایگاه خبری حامیان ولایت/ویژه

    جریانات پشت پرده منافقین از ابتدا تا کنون-قسمت اول / از شکل گیری هویت تا انحطاط ایدئولوژیک+تصاویر

    محمد حنیف‏ نژاد و سعیدمحسن، و حسن نیک بین معروف به عبدی هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشکیل دادند.

    جریانات پشت پرده منافقین از ابتدا تا کنون-قسمت اول / از شکل گیری هویت تا انحطاط ایدئولوژیک+تصاویر

    سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرایی با ساختار شبه‌نظامی است. این سازمان در سال ۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف‌نژاد پایه‌گذاشته شد. سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه علیه دودمان پهلوی پرداخت. هرچند متحمّل ضربات سختی از سوی سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) شد و رهبران سازمان به حکم دادگاه نظامی وقت، به جرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی و ترور اتباع ایرانی و آمریکایی»، به اعدام محکوم و برخی نیز زندانی شدند.

    پس از سرکوب قیام 15 خرداد، محمد حنیف‌نژاد (م 1317)، سعید محسن (م 1318) و سپس علی‌اصغر بدیع‌زادگان (م 1319) که هر سه دانشجو و همسال بودند و پیشتر با جبهه ملی و نهضت آزادی همکاری می‌کردند، درباره‌ شیوه مبارزه به گفت وگو پرداختند و به این نتیجه رسیدند که شیوه‌های مسالمت‌آمیز، مبارزات را به جایی نخواهد رساند و تنها راه سرنگونی رژیم، مبارزه‌ مسلحانه است. اینان در سال 1344 بدون اینکه نامی بر خود بگذارند، هسته‌ اولیه گروه را تأسیس کردند و گروه در ابتدا به عضوگیری پرداخت. آنها توانستند علی میهن‌دوست، عبدالرسول مشکین‌فام، حسین روحانی و چند نفر دیگر را به عضویت گروه درآوردند. مطالعات گروه با خواندن کتاب‌های بازرگان، طالقانی و کسروی و قرآن و نهج‌البلاغه آغاز شد و نتیجه مطالعات ایدئولوژیک گروه تهیه چند کتاب آموزشی برای اعضا شد.

    بدیع زادگان-حنیف نژاد-سعید محسن

    در سال 1348 کادر رهبری (حنیف‌نژاد، سعید محسن، باکری، بهمن بازرگانی و بدیع‌زادگان) تصمیم گرفتند عده‌ای از اعضا را برای آموزش نظامی به اردوگاه‌های فلسطینی اعزام کنند. نخستین گروه از جمله بدیع‌زادگان و تراب حق‌شناس به سوریه رفتند و در پایگاه شهید سلاله به آموزش نظامی پرداختند. گروه دیگری در سال بعد رهسپار دبی شدند.

    گروه شش نفره به اتهام سرقت در بازار دبی دستگیر شدند. پلیس دبی پس از بازجویی‌های فراوان به این نتیجه رسید که دستگیرشدگان را به پلیس ایران بسپارد. مرکزیت در تهران تصمیم گرفت با راهنماییی دفتر الفتح، هواپیمای حامل دستگیرشدگان را برباید. تصمیم عملی شد و هواپیما توسط سه نفر از اعضای دیگر، حسین روحانی، سید محمد صادق دربندی و رسول مشکین‌فام ربوده و به عراق برده شد. دولت عراق که به ربایندگان هواپیما مشکوک شده بود، آنها را تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار داد. ربایندگان هواپیما با پا درمیانی سازمان الفتح آزاد شدند.

    اعضای اصلی سازمان که عملیات ربایش هواپیما را در آسمان خلیج فارس پیروزی بزرگی تلقی می‌کردند، اصرار می‌ورزیدند که گروه هر چه زودتر باید وارد عملیات شود و موجودیت خود را اعلام کند. بر این اساس، مرکزیت تصمیم گرفت مقادیری سلاح و مهمات تهیه و خود را برای رویارویی با رژیم که در تدارک برگزاری جشن‌های 2500 ساله بود، آماده کند. ناصر صادق، مسئول تهیه سلاح از اعضای مرکزیت با یکی از آشنایان منصور بازرگانی به نام مراد دلفانی تماس می‌گیرد و چند قبضه اسلجه از وی درخواست می‌کند. ساواک ظاهراً از طریق دلفانی پی بهک تشکیلات می‌برد و همه مراکز رفت و آمد و خانه‌های تیمی آنها را شناسایی می‌کند. پلیس در روز 1 شهریور 1350، کلیه خانه‌های امن تشکیلات را مورد هجوم قرار داد و موفق شد تا آبان ماه، بیشتر کادر رهبری و اعضای آن را دستگیر نماید.

    چند روز بعد، پنجم مهر، بدیع‌زادگان و چند روز بعد مشکین فام دستگیر شدند و سرانجام در روز سی ام مهر خانه امن حنیف‌نژاد مورد هجوم قرار گرفت و وی به همراه چند نفر دیگر دستگیر شدند و بدین گونه با دستگیری یازده عضو مرکزیت از چهارده عضو، این تشکیلات قبل از هر عملی منهدم شد. تنها اعضای باقی مانده؛ احمد رضایی، حسین روحانی و حق‌شناس ـ که در آن زمان خارج از کشور بودند ـ با کمک کاظم ذوالانوار و محمود شامخی دوباره مرکزیت را راه‌اندازی کردند؛ ولی احمد نیز در یازدهم بهمن ماه به محاصره نیروهای رژیم درآمد و مجبور شد با سیانور خودکشی کند.

    سرانجام تشکیلاتی که می‌خواست با آغاز عملیات، توده‌های مردم را به قیامی مسلحانه علیه رژیم برانگیزاند، قبل از هر اقدامی متلاشی شد. رژیم نیز به سرعت کار محاکمه را آغاز کرد. در 26 بهمن، نخستین دادگاه نظامی، کار رسیدگی به اتهامات سران سازمان را آغاز کرد و سرانجام پنج نفر را به اعدام محکوم کرد و چهار نفر از آنان: محمد بازرگانی، علی باکری، ناصر صادق و علی میهن‌دوست را در سی ام فروردین 1351 تیرباران کرد و مسعود رجوی را عفو قرار داد. رژیم محاکمه گروه دوم را نیز آغاز کرد و عده‌ای را به حبس و اعدام محکوم نمود. بعد از اعدام نخستین گروه از مجاهدین خلق، حوزه علمیه قم اطلاعیه‌ای را به نام «روحانیون مترقی قم» صادر کرد و با قرار دادن آیه «ولا تحسبن الذین قتلوا...» تأیید کرد که مرگ آنها شهادت است.

    با ضربه شهریور 1350 تا آبان آن سال، تمام بنیانگذاران سازمان دستگیر شدند. بنیانگذاران سازمان با چند سال کار ایدئولوژیک، انگیزه‌های مذهبی و تجربیات سیاسی، مردان با هویتی بودند که به سازمان نیز هویت می‌‌بخشیدند؛ اما بعد از آن، سازمان در دست افرادی قرار گرفت که هرهری مذهبی، عمل‌زدگی، فساد اخلاقی و نفاق، فرهنگ غالب آنها شده بود. آرام و شهرام از سال 1352 مقدمات تغییر ایدئولوژیک را در سازمان به وجود آوردند و سپس در سال 1354 با به شهادت رساندن مجید شریف واقفی، نفر سوم کادر رهبری، اعلام تغییر مواضع کردند و از آن پس سازمان بهک سازمان مارکسیستی تبدیل شد.

    پس از اعلام مواضع جدید، سازمان دچار اختلاف شدید شد. در زندان دو گروه پیرامون مسعود رجوی و لطف‌الله میثمی منشعب شدند و عده‌ای در اثر یأس، مبارزه را کنار گذاشتند. عده‌ای هم که هنوز به اسلام وفادار بودند، خالصانه گروه‌های اسلامی دیگری را تشکیل دادند. شهرام در سال 1352 گروهی را مأمور کرد تا علت ضربه‌های پی‌درپی و شکست‌های سازمان را بررسی کنند و بار دیکر، ایدئولوژی و استراتژی سازمان را مورد بازنگری قرار دهند. گروه به انتقاد از ایدئولوژی مذهبی پرداخت و نتیجه آن در کتابچه‌ای به نام «جزوه سبز» منتشر شد.

    تقی شهرام(یکی از اعضای فعال مجاهدین خلق)

    این جزوه در پاییز 1352 تا تابستان 1353 در درون سازمان آموزش داده می‌شد. در جزوه سبز «محتوای آموزش، گذشته سازمان و پایه‌های داده می‌شد. در جزوه سبز «محتوای آموزش، گذشته سازمان و پایه‌های ایدئولوژیک آن، به نقد کشیده و به جای آن، «محتوای نوین آموزشی منطبق بر درک نیازهای مرحله‌ای مبارزه ایدئولوژیک طراحی» شد.

    در پی این تغییر ایدئولوژی، نیروهای مذهبی بنای انتقاد از سازمان را گذاشتند. انتقاد نیروهای مذهبی هر روز شدت می‌گرفت و رهبری سازمان نمی‌خواست پایگاه خود را در جامعه مذهبی از دست بدهد؛ به همین جهت با تشکیل شاخه مذهبی، راهکاری را در نظر گرفت که به مردم نشان دهد که ضد مذهبی نیستند. سازمان در اواخر سال 1354 با صدور بیانیه‌ای تشکیل شاخه مذهبی را اعلام کرد. این شاخه به رهبری محمد اکبری آهنگر و فرهاد صفا و با همکاری محسن طریقت تشکیل گردید. محمد اکبری معتقد بود که ایدئولوژی سازمان از قبل التقاطی بوده است. وی برای رفع این مشکل با مطالعه فلسفه اسلامی و روش رئالیسم و کتاب‌های دیگر، جزوه‌ای به نام «معرفت و ادراک» را به جای جزوه شناخت تهیه نمود.

    پس از اعلام موجودیت سازمان مجاهدین خلق ایران، به دلیل ضربه ای که به تشکیلات سازمان خورده بود، برخی معتقد بودند باید دستاوردهای ایدئولوژیک سازمان چاپ شود تا بقای ایدئولوژیکی سازمان حفظ شود و همچنین موجب عضوگیری و روند گسترش سازمان شود. از این رو در خارج از زندان افرادی مانند تراب حق شناس و حسین روحانی به چاپ کتاب شناخت حنیف نژاد که تلفیق سه کتاب بود، اقدام کردند.

    پس از دستگیری حنیف نژاد و فرار رضا رضائی، مدتی رهبران سازمان به دست احمد رضایی افتاد. با کشته شدن رضا رضایی و احمد رضایی، و دستگیری کاظم ذوالانوار، زین العابدین حقائی و آقای محمدی، بهرام آرام و تقی شهرام به مرکزیت سازمان دست یافتند. در شهریور ماه سال 1352، مجید شریف واقفی در راس مرکزیت سازمان قرار گرفت.

    اقدامات و انگیزه تقی شهرام مهم ترین عامل ترور شریف واقفی است. در بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین که توسط شهرام تهیه و تنظیم شد با صراحت به اعدام انقلابی ناصر خائن به زعم خود وی و توطئه گری شریف واقفی و صمدیه لباف و عده ای دیگر اشاره شده است. در میان همان بیانیه اعتراف شده است که حدود 50% اعضای سازمان که بسیاری از آنها مخفی بوده اند تصفیه شدند و بدون پوشش در معرض تهاجم پلیس و ساواک قرار داده شده اند.

     به دنبال ترور شریف واقفی و صمدیه لباف سازمان مجاهدین در سراشیبی سقوط افتاد. بهرام آرام در درگیری با پلیس کشته شد، بسیاری از اعضای سازمان توسط ساواک و پلیس دستگیر شدند. همان گونه که پیش از این ذکر شد، تقی شهرام بعد از فرار از زندان ساری، به دنبال کشته شدن رضا رضایی به همراه بهرام آرام و مجید شریف واقفی رهبری سه شاخه سازمان مجاهدین خلق را عهده دار شدند. از سال 1352 به دلیل مخالفت شریف واقفی با شهرام و آرام در نتیجه تغییرات ایدئولوژیک، شریف واقفی از کادر رهبری سازمان تصفیه و سپس ترور شد.

    مجید شریف واقفی

    سرانجام تقی شهرام به همراه عده ای از مجاهدین و ضد انقلابیون در سحرگاه روز 2 مرداد 1359 به جرم به شهادت رسانیدن مجید شریف واقفی، میرزا جعفر علاف، جواد سعیدی، و زخمی کردن صمدیه لباف و به دنبال آن شهادت وی، اعدام شد.

    مهم‌ترین عامل تغییر ایدئولوژیک سازمان را باید از درون ایدئولوژی آن جستجو کرد. گرچه عناصر اولیه سازمان، حنیف‌نژاد، بدیع‌زادگان و سعید محسن هر سه از خانواده مذهبی بودند و در عمل پایبند شریعت بودند و تا آخر نماز، روزه و قرائت قرآنشان ترک نشد؛ ولی بی‌شک اندیشه‌های منحرفی داشتند. ایدئولوژی‌ای که عناصر اولیه سازمان تدوین کردند، هسته‌ای بود از مارکسیسم که دورش را اسلام بافته بودند. ایدئولوژی مجاهدین دو ویژگی داشت که خواه ناخواه به مارکسیسم ختم می‌شد.

    پایان قسمت اول...

    منبع : پایگاه خبری حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما